کد خبر: 1363373
تاریخ انتشار: ۲۲ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
سیدعبدالله متولیان

در میان غرش موشک‌ها و هیاهوی میز‌های مذاکره، آنچه ۱۰۰ روز نبرد مقدس ملت ایران را به یک نقطه عطف راهبردی بدل کرد، نه یک پیروزی صرفاً نظامی، بلکه کشف هندسه جدیدی از قدرت بود. قدرتی چهارضلعی که در آن، میدان‌های «نبرد»، «دیپلماسی»، «مردم» و «خدمت»، نه به مثابه جزیره‌های جداافتاده، بلکه بسان تار و پود یک پارچه واحد، دشمن را در محاسباتش زمینگیر کردند. اما پنتاگون در تحلیل خود از یک حقیقت غافل ماند: این چهار ضلع، بدون «هسته مرکزی» اعتماد مردم به رهبری، هیچ‌اند. 
سکوت ۶۰ روزه میدان، ترفندی هوشمندانه برای تنفس و بازآرایی بود. پاسخ مرکب سپاه به پایگاه‌های امریکا، یک اقدام تلافی‌جویانه ساده نبود؛ پیامی چهاربعدی بود: «تنبیه فوری خطای محاسباتی دشمن»، «کشاندن نبرد به دل ائتلاف»، «بی‌اعتبارسازی دکترین آتش‌کم و جنگ فرسایشی» و از همه مهم‌تر، «دمیدن قدرتی تازه در ریه‌های دیپلماسی». این پاسخ ثابت کرد که ایران دیگر واکنش‌دهنده نیست، بلکه ریتم نبرد را خود می‌نوازد. 
باید با صراحت نوشت: مردم ایران بر اساس سه دهه تجربه تلخ، مطلقاً به مذاکره و وعده‌های غرب اعتماد نداشتند. این یک واقعیت میدانی است. اما آنچه ورق را برگرداند، نه شیرینی وعده‌ها، که اعتماد به فرماندهی بود. مردم به حضرت امام خامنه‌ای اعتماد و اعتقاد قلبی دارند، نه به میز مذاکره؛ لذا دست تیم دیپلماسی را نه از سر امید به نتیجه، که از باب «تبعیت» باز گذاشتند. حضور قالیباف (چهره‌ای نظامی در کسوت ریاست مجلس) در کنار تیم دیپلماسی، این پیام را مخابره کرد که این مذاکره نه یک عقب‌نشینی، که عملیاتی روانی- راهبردی در دل سنگر دشمن و میدان نبرد است. سرانجام نیز اثبات شد که مردم درست می‌دیدند؛ امریکا از میز مذاکره صرفاً به‌عنوان سنگری برای تجدید قوا و زیر میز زدن استفاده کرد. این تجربه، اعتماد مردم به رهبری را فولادین‌تر کرد و پشت دشمن را لرزاند. 
برخلاف تحلیل‌های سطحی، هراس واقعی ائتلاف تروریست‌های اپستینی، از «حضور» تمام‌عیار مردم در صحنه است. دشمن به‌خوبی می‌دانست که مردم، ستون فقرات میدان نبرد، مشروعیت‌بخش میدان دیپلماسی و تحمل‌کننده فشار میدان خدمت هستند. به همین دلیل، استراتژی جنگ فرسایشی نه برای نابودی سانتریفیوژ‌ها و نه برای امتیاز گرفتن از تیم دیپلماسی، که برای شکستن «تاب‌آوری» مردم طراحی شد. اما این مردم بودند که با بصیرت انقلابی، باور به ولایت و دشمن‌شناسی، ۱۰۰ روز خیابان را به دانشگاه مقاومت تبدیل کردند. این «استقامت هوشمندانه»، کابوس ابدی اتاق فکر اپستین شد. 
در این سو، کارگران، کشاورزان و کارمندان، بی‌هیاهو در سنگر تولید و توزیع، نبرد معیشت را فرماندهی می‌کنند. حفظ امنیت غذایی در اوج تحریم، حفظ شبکه مویرگی از تولید تا مصرف، یک پیروزی راهبردی است. اما واقعیت تلخ این است که مردم از لجام‌گسیختگی قیمت‌ها به شدت نگرانند و بخشی از این نگرانی، متوجه ناتوانی دولت در مهار تورم است. همزمان، رسانه‌های جریان غرب‌گرا مدام بر طبل سازش می‌کوبند و به جای تقویت این ضلع، به آن ضربه می‌زنند. حفظ وحدت در این میدان، مستلزم تبعیت از مقام معظم رهبری و گوش سپردن به فریاد‌های واقعی مردم و قطع دست جریان‌های واداده از رسانه است. 
اکنون دشمن با معمایی روبه‌روست که حل آن از توان پنتاگون خارج است: چگونه می‌توان مربعی را شکست که اضلاعش با ملات «اعتماد و اعتقاد به رهبری» به هم جوش خورده‌اند؟ ۱۰۰ روز مقاومت ثابت کرد که رمز پیروزی، نه در قدرت موشک‌ها به‌تنهایی، که در این هندسه مقدس نهفته است؛ و این همان حقیقتی است که طراحان جنگ فرسایشی، هرگز در مدل‌های کامپیوتری خود پیش‌بینی نکرده بودند.

برچسب ها: ائتلاف ، موشک ، امریکا ، میدان
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار